خلاصه داستان شاهزاده قورباغه

در زمان های دور پادشاهی به همراه دخترش زندگی می کردند، شاهزاده خانم به قدری زیبا و دوست داشتنی بود که هرچه از پدرش می خواست برایش فراهم می کرد. روزی دخترک از پادشاه اسباب بازی جدیدی درخواست کرد و پدرش یک توپ طلایی ارزشمند به او داد. یک روز شاهزاده خانم داخل باغ مشغول بازی با توپ ارزشمندش بود که قورباغه ی سخنگوی زشتی را دید که می خواست با اودوست شود ولی شاهزاده خانم قبول نکرد و به قصر برگشت، فردای آن روز وقتی دوباره شاهزاده خانم مشغول بازی با توپش بود ناگهان توپ داخل چاهی عمیق افتاد و ….. (بقیه داستان را خودتون مشاهده کنید)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

Solve : *
4 + 8 =


فهرست