خلاصه داستان کفاش باهوش

این داستان در مورد کفاش فقیری است که به همراه همسرش در دهکده ای زندگی می کردند، یک روز کفاش تصمیم گرفت به شهری بزرگ برود و در آنجا کار پیدا کند. روز اول کفاش هیچ کاری پیدا نکرد اما در روز دوم موفق شد کاری را پیدا کند. گذشت و گذشت و کفاش سخت کار کرد و با پولهایش یک الاغ خرید و تصمیم گرفت به خانه برگردد ولی در راه بازگشت به راهزن ها برخورد و کفاش باهوش تصمیم گرفت که … (بقیه داستان رو خودتون مشاهده کنید)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

Solve : *
8 + 1 =


فهرست