خلاصه داستان دیو شجاع

در زمان های خیلی دور در اعماق جنگل پیرزن جادوگری زندگی می کرد که خیلی خسته بود چون تمام عمرش را به دنبال دزدی که گنج هایش را دزدیده بود می گشت، دزد پشت رودخانه زندگی می کرد و پیرزن تصمیم گرفت که گنجش را  از او پس بگیرد ولی جادوگر چون پیر بود نیروی کافی برای مبارزه با دزد را نداشت بنابراین تصمیم گرفت از کمک کسی استفاده کند و ….  (بقیه داستان را خودتون مشاهده کنید)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

Solve : *
28 + 17 =


فهرست