خلا صه داستان یک لیوان شیر

در زمان های دور پسرک فقیری در دهکده ای زندگی میکرد، یک روز که پسرک خیلی گرسنه بود و پولی برای تهیه غذا نداشت تصمیم گرفت در خانه ای را بزند و از آن ها تقاضای غذا کند، پسرک درب خانه ای را زد ودختر زیبایی در را بازکرد، با باز شدن در پسرک  خجالت کشید و تنها درخواست یک لیوان آب را کرد ولی وقتی دخترحال پسر را دید برای پسرک به جای آب، یک لیوان شیر آورد

گذشت وگذشت و دختر جوان به شدت بیمار شدوهمه پزشکان محلی از درمان آن عاجز شدند تا اینکه ….

(ادامه داستان آموزنده یک لیوان شیر را خودتان تماشا کنید …)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

Solve : *
13 + 20 =


فهرست